السيد موسى الشبيري الزنجاني
7441
كتاب النكاح ( فارسى )
المثل بود و وجهى ندارد كه در اينجا جريان نداشته باشد . بالاخره اينكه وجهى براى حمل عبارت محقق بر خلاف ظاهر آن كه صاحب جواهر انجام داده است وجود ندارد و مقصود محقق همان معنايى است كه ما ذكر كرديم . اغلاط عبارت جواهر : بعضى از اغلاط در عبارات « جواهر » در اين بحث واقع شده است كه به ذكر آنها مىپردازيم : الف - عبارت « ولو عدل الزوج قبل الحكم عليه بمهرالمثل الى دعوى لاتنافى الاولى بان قال : كنا سمّينا قدرا و لكن وصل اليها او أبرأتنى منه او نحو ذلك ، سمعت الدعوى و رتّب عليها حكمها من قبوله فى القدر و قبول قولها فى عدم القبض والابراء و هو حسن ان تجبه بانكار التسمية و الا كان لها مهر المثل بيمينها على نفى التسمية كما هو واضح . » « 1 » در اين عبارت دو غلط واقع شده است كه عبارتند از : 1 . كلمهء « لم » از سر « تجبه » ساقط شده است ؛ چرا كه اگر زن ادعاى نفى تسميه كند ، حكمش عبارت از مهرالمثل است كه در ادامهء عبارت آمده است . 2 . عبارت « و فى المسالك » از ابتداء اين عبارت افتاده است و عبارت مسالك ادامه دارد تا عبارت « و هو حسن » كه متعلق به صاحب جواهر ؛ چرا كه اولًا : عين اين عبارت تا قبل از « و هو حسن » در مسالك است و دأب صاحب جواهر هم اين است كه در خيلى از موارد عبارات او را مىآورد . و ثانياً : تمام اين عبارت نمىتواند مربوط به يك نفر باشد ؛ براى اينكه معنا ندارد كه كسى قولى را از خودش نقل كند و در آخرش تقريظ بر آن زده و آن را در يك صورت خوب و در صورت ديگر ناصحيح بخواند و لذا عبارت « و هو حسن » بايد متعلق به خود صاحب جواهر و عبارت قبلش هم مربوط به شهيد ثانى باشد .
--> ( 1 ) - / جواهرالكلام 31 : 135